
کینه و بیگانگی بین دو برادر بر سر ارث پدر چند سالی بود که آنها را از یکدگر دور کرده و هر یک دیگری را متهم می کرد .
همسران آنها خسته از این دشمنی ، به پیش کدخدای پیر روستا رفته و داستان را باز گفتند .
کدخدا دو برادر را خواست و سکوت پیشه کرد دو برادر به موهای سفید او می نگریستند و در دل می گفتند چه شده که او ما را خواسته است .
پیر جهان دیده نگاهی به آن دو کرد و گفت : یادگار پدر مایه دوستی بیشتر است نه قهر و دشمنی .
دو برادر سر فرود آوردند می دانستند هر چه بگویند در نهایت او می تواند براحتی پی به نهان اندیشه آنان ببرد . روی یکدیگر را بوسیدند و دست در دست یکدیگر از خانه کدخدا بیرون آمدند .
به سخن ارد بزرگ : گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد .
باشد که قدر ریش سفیدان و پیران خود را بدانیم و بزرگشان داریم .




» پیام های زندگی بخش ارد بزرگ
» کتاب بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ اثر استاد فرزانه شیدا
» بررسی فلسفه و سخنان ارد بزرگ
» دانلود کتاب : سطح امروزین فلسفه
» دانلود کتاب
» تشریح فلسفه ارد بزرگ
» دانلود کتاب : سرنوشت ایران چه خواهد شد
» محمود و اشرف افغان
» تپه ارگ باستانی شیروان
» چهل* چشمه - دیوان دره
» خانه معمار باشی - سنندج
» بازارآصف - سنندج
» شهر گناباد
» غار شووی - بانه
» سراب* قروه کردستان
» دشت های سقز
» دریاچه پشت سد قشلاق - سنندج
» دریاچه* زریوار - مریوان
» خانه پیر مرادی - سنندج